ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

669

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

آقا خان مىخواهد اگر اجازه بدهيد بميل خود بايران بيايد ، حاجى در ع 1 جوابى نوشت بخلاصهء اينكه : بود و نبود او در ايران يكسان است ، اگر مىخواهد از راه فارس يا عتبات و كرمانشاه بيايد و برود در محلات بخانهء خود بنشيند و در هيچ كارى مداخله نكند . و چون اين‌طور بايران آمدن او منافى با غرض خودش و انگليسان بود ، وى صرف نظر از آمدن ايران نمود . تا چيزى نشد كه محمد شاه وفات كرده و آقا خان عزيمت بمبئى نمود كه از آنجا بايران بيايد ، و كاغذى براى استجازت بميرزا تقى خان امير نوشت و او اجازه نداد ، و اين دفعه سفير انگليس رسما براى اجازت دخالت و پافشارى كرد ، امير جواب نوشت كه : اگر دولت انگليس مىخواهد آقا خان بايران بيايد بايد او را بعنوان فرارى به سرحد داران ايران بسپارد ، و الا به‌طورىكه خودش بخواهد ممكن نيست بايران راه يابد . و ناچار آقا خان در بمبئى ماند تا در سنه 1267 كه ميرزا حسينخان بكونسولى از ايران ببمبئى رفت ، آقا خان احترامى فراوان - براى آمدن بايران - از وى منظور داشت ، و باز امير نوشت كه اگر مىخواهد از راه بوشهر بيايد ، نه از راه كرمان و بلوچستان ، و او هم بدان حاضر نشد ، تا بعد از قتل امير در صدارت ميرزا آقا خان نورى هم تشبثاتى بدين‌منظور نمود و هداياى چندى بدربار ايران فرستاد و باز موفق بآمدن ايران بدلخواه خود نگرديد و ناچار تصميم باقامت بمبئى گرفته و آنجا سكونت گزيد و در اثر خلافت فرقهء اسماعيليه رياست و اهميتى تمام بهم رسانيد ، و در هرجا هركسى از اين فرقه بود وى را امام عصر خويش دانست . تا آخر در اوائل سنه هزار و دويست و نود و هشت - چنان‌كه مفهوم از « طرائق 3 : 238 با 247 » است - هم در بمبئى وفات كرد ، و اينك قبرش در آنجا زيارتگاه فرقهء اسماعيليه و بر آن عمارت و دستگاهى عالى بر پا مىباشد ، و در « معاريف » نيز بدون تعيين ماه و روز وفات او را در اين سال نوشته ، و نيز در همين جلد سيم « طرائق » وى را از مريدان رحمتعلى شاه و منور عليشاه نوشته . و او از سروجهان‌خانم دختر فتحعلى شاه دو دختر 44 و يك پسر بنام آقا عليشاه 44 بهم رسانيده و آقا عليشاه مرقوم هم از معاريف ، و مشهور به آقا خان دوم و پس از پدر خليفهء وى گرديد ، و بدلالت صابر عليشاه جرقويه‌اى خدمت رحمتعلى شاه رسيده و پس از وى بمنورعلى شاه ارادت ورزيد ، و در ذىالقعده سنه 1302 - چنان‌كه در « معاريف » نوشته - در عتبات وفات يافت ، و فرزندش سر سلطان محمد شاه 45 معروف به آقا خان سيم در ( 1294 ) بيايد .